بخارستان

لغت نامه دهخدا

بخارستان. [ ب ُ رِ ] ( اِ مرکب ) جای پر بخار و دود:
باغ را دید جمله خارستان
صفه را صفری از بخارستان.نظامی ( هفت پیکر ).

جمله سازی با بخارستان

💡 بخارستان پا بر جای بنگر ز نقل حال گردد گلستانی

💡 خهی فزوده می جود تو ز جام امید زهی شکفته گل فتح تو بخارستان

💡 بخارستان دنیا در مکن با هر خس آمیزش که دولت بهر تو دارد پر از گل باغ عقبی را

💡 باغ را دید جمله خارستان صفه را صفری از بخارستان

رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز