بتنج

لغت نامه دهخدا

بتنج. [ ب َ ت َ / ب ِ ت َ ] ( فعل ) صورت امر از بتنجیدن که در برخی مآخذ به معنای مصدری گرفته شده است. فشار و فشردگی است و مرادف افشردن و فشردن. ( برهان قاطع ) ( از شعوری ج 1 ورق 154 ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
مهر مفکن برین سرای سپنج
کاین جهان پاک بازی و نیرنج
نیک او را فسانه واری شو
بد او را کمرت سخت بتنج.رودکی.
بتنج. [ ب ُ ن ِ ] ( معرب، اِ ) معرب پودنه و این کلمه امروز در عراق عرب متداول است. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با بتنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیک او را فسانه واری شو بد او را کمرت سخت بتنج

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز