لغت نامه دهخدا
بتن ریزی. [ ب ِ ت ُ ] ( حامص مرکب ) ترکیب سیمان و آب وریگ و ماسه برای ساختمان کردن. ساختن بتن. || قرار دادن و ریختن بتن در پایه و بنلاد بنایی.
بتن ریزی. [ ب ِ ت ُ ] ( حامص مرکب ) ترکیب سیمان و آب وریگ و ماسه برای ساختمان کردن. ساختن بتن. || قرار دادن و ریختن بتن در پایه و بنلاد بنایی.
ترکیب سیمان و آب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با استفاده از قالب فلزی مشبک روفیکس امکان بتن ریزی همزمان همه طبقات بدون نیاز به شمع، جک و حذف قالب بندی بدون استفاده از نیروی ماهر امکانپذیر خواهد بود که این امر به جهت پیشرفت کار و سرعت در اجرا تأثیر بسزایی خواهد داشت. با این روش میتوان ارتباط با طبقات با ایمنی کافی و عدم ریزش و سقوط مصالح را فراهم نموده و برای افراد حاضر در محل اطمینان خاطر ایجاد نمود.
💡 برای ساخت این ایستگاه که در عمق ۲۵ متری زمین قرار دارد، علاوه بر ۸۹ هزار متر مکعب خاک برداری، ۵ هزار تُن آرماتوربندی، ۳۳ هزار متر مکعب قالب بندی و ۵۸ هزار متر مکعب بتن ریزی شدهاست.
💡 برای ساخت این ایستگاه که در عمق ۲۴ متری زمین قرار دارد، ۷۸ هزار متر مکعب خاک برداری، ۴ هزار تُن آرماتوربندی، ۲۸ هزار متر مربع قالب بندی و ۳۲ هزار متر مکعب بتن ریزی شدهاست.