بام بالا

لغت نامه دهخدا

بام بالا. [ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بام ِ برتر. بام برین. || بامداد نخست. ذنب السرحان. ( مهذب الاسماء ). صبح کاذب. فجر کاذب. صبح نخستین.صبح نخست. ( یادداشت مؤلف ). دم گرگ. دنبال گرگ. صبح دروغین. سپیده نخست. دراز بدیدار و تیز و سر ببالاکه بدنبال گرگ از بهر درازی و باریکی و راستی تشبیه کرده اند و دیر نماند این صبح. ( از التفهیم بیرونی ).

فرهنگ فارسی

بام برین بامداد نخست

جمله سازی با بام بالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عجب آن بام بالای چه خانه‌ست مبارک جا مبارک خاندانی

💡 جانا فرود آ، از بام بالا وانعم بوصل، فالبیت خالی

💡 بررو به بام بالا از بهر الصلا را گل چیدنست امشب می خوردنست امشب

💡 شد ز راه بام بالا، با تن لرزیده‌ای اوفتاد از بام و، شد نعش ز هم پاشیده‌ای!

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز