باغ کند

لغت نامه دهخدا

باغ کند. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کبود گنبد بخش کلات شهرستان دره گز که در 29 هزارگزی جنوب کلات واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و 114 تن سکنه و آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و شغل مردمش زراعت و مالداری وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

جمله سازی با باغ کند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دور گردی مرغی که در نظاره ی باغ کند شکاف دلش کار رخنه ی دیوار

💡 نگار سرو قد من چو عزم باغ کند چو برگ لاله دل باغ پر ز داغ کند

💡 به باغ می‌رود امروز نی غلط گفتم که هرکجا بخرامد ز چهره باغ کند

💡 باغها راغ کند رنج قدوم ملکان راغها باغ کند یمن قدومت ملکا

💡 اندر تموز باغ کند همچو آسمان همچون ستاره میوه برآرد ز شاخسار