لغت نامه دهخدا
باز جره. [ زِ ج ُرْ رَ / رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی باز. شاهین:
از شکوه عدل و امن او تذرو و کبک را
باز جره زقه داد و چرغ زیر پر گرفت.مسعود سعد.
باز جره. [ زِ ج ُرْ رَ / رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی باز. شاهین:
از شکوه عدل و امن او تذرو و کبک را
باز جره زقه داد و چرغ زیر پر گرفت.مسعود سعد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غزو ترک و مغل رومی و روسی چو باز جره در جنگ خروسی
💡 روز شکار با دوش باز جره وقت خمار با اثر ساغر ملی