لغت نامه دهخدا
یک چندبار. [ ی َ / ی ِ چ َ ] ( ق مرکب ) چند دفعه و گاهی و گاهگاه و غالباً. || ( اِ مرکب ) بار بسیار. || تنگ اسب. ( ناظم الاطباء ).
یک چندبار. [ ی َ / ی ِ چ َ ] ( ق مرکب ) چند دفعه و گاهی و گاهگاه و غالباً. || ( اِ مرکب ) بار بسیار. || تنگ اسب. ( ناظم الاطباء ).
چند دفعه و گاهی و گاهگاه و غالبا بار بسیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام این شخص در متون به دست آمده از ارک شوش با عنوان "اپَلایه شاه مردم زری" چندبار یاد شدهاست. زمان نوشته شدن این متون را ربع نخست سده ششم پیش از میلاد دانستهاند. این نام بسیار شبیه به نام اپلایه نوه مردوک اپل آیدین دوم شاه بابل است که هومبان نیکش دوم شاه عیلام وی را بیرون راند؛ بنابراین شاید مردم زری از جمله قبایل آرامی یا کلدانی ساکن در مناطق جنوب غربی خوزستان بوده باشند.
💡 این حزب در مناسبتهایی مانند سالگرد انقلاب اکتبر، سالگرد تأسیس حزب، همبستگی با مبارزات کارگری مراسم ویژه برگزار میکند در ضمن در بعضی از شهرهای جهان همچون لندن و تورنتو مراکز و دفاتر دائمی دارد که به «خانههای حزب» مشهور هستند و هر ماه چندبار جلسههای سخنرانی در آنها برگزار میشود.
💡 منصور سلطانی راد، وکیل پرونده طلاق «ثریا اسدی»، همسر پیشین «بابک زنجانی» میگوید زنجانی چندبار به زندان رفته بود و اوایل سال ۸۸ بابت چکهای برگشتی شرکت «سورینت قشم» به مدت سه ماه به زندان رفت. البته این مطلب صحیح نیست و بابک زنجانی فقط یکبار در سال ۱۳۷۷ به زندان بابت بدهی سالامبور رفته و بابک زنجانی از سال ۱۳۸۸ دارای چندین کارخانه بودهاست و در سال ۱۳۸۶ هواپیمایی قشم را خریداری کردهاست
💡 یکی از مهمترین اقدامات در راستای تقویت توان محاصره ساختن یک مقرّ جدید روی ویرانههای مسجدی در نزدیکی پل بارودار بود تا صلیبیون بتوانند این دروازه را که برایشان چندباری دردسرساز شده بود در عمل غیرقابل استفاده کنند.