یک خایه

لغت نامه دهخدا

یک خایه. [ ی َ / ی ِ خا ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) آنکه یک بیضه دارد. اَشْرَج. اَحْدَل. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آنکه یک بیضه دارد اشرج

جمله سازی با یک خایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که از خایه تا ناف او بردرید جهانجوی تیغ از میان برکشید

💡 هیچ دانی به چشم من چون بود کیر و خایه که در خور کون بود

💡 زره بود و دیبای پرمایه بود ز زر کرده آگنده صد خایه بود

💡 اگر صد ذی ذکر چون من زمایه شدی آن چار خایه

💡 ای خایه به دست تو اسیرم بنموده‌ای از جماع سیرم

💡 از آن خایه ی زرّ سیصد هزار فرستد مر این بارگه را نثار

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز