یوسف داود

لغت نامه دهخدا

یوسف داود. [ س ُ وو ] ( اِخ ) ملقب به اقلیمیس ( 1245-1307 هَ. ق. ). ابن داودبن بهنام. دانشمند و عالم به زبان و ادب عرب و تاریخ قدیم و اصلش سریانی و متولد عمادیه موصل بود. در موصل و لبنان و سپس در رومة تحصیل علم کرد. در سال 1855 م. به موصل برگشت و به تدریس پرداخت و به مطرانی کاتولیکها در دمشق برگزیده شد و به سال 1878 بدان شهر آمد و به سال 1890 م. در آنجا درگذشت. در حدود پنجاه کتاب و رساله به عربی و جز آن دارد. پیوسته به کار و تألیف اشتغال داشت و از جمله آثار اوست: 1- التمرنه، در نحو عربی، در دو جلد. 2- نبذتان فی العروض و الشعر. 3 - مدخل الطلاب. 4 - تروض الطلاب. 5 - علم الجغرافیة. 6 - انشاءالرسائل. 7 - التصاریف العربیة. 8 - تاریخ السریان.9 - علم الهندسة. 10 - علم الجبر. ( از اعلام زرکلی ).

جمله سازی با یوسف داود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باشک دیدهٔ یعقوب در غم یوسف بصدق سجدهٔ داود در شب دیجور

💡 ‌گر نه یوسف از چه در مصر جمال آمد عزیز ورنه داود از چه دارد زلفکان درع‌پوش

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز