گیش اب

لغت نامه دهخدا

( گیش آب ) گیش آب. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گلاشکر بخش کهنوج شهرستان جیرفت. واقع در 60هزارگزی شمال باختری کهنوج سر راه مالرو گلاشکرد به بافت. محلی کوهستانی و هوای آن گرمسیر و سکنه آن 40 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

( گیش آب ) ده کوچکی است از دهستان گلاشکر بخش کهنوج شهرستان جیرفت.

جمله سازی با گیش اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زامسال نیز قرب سه مه رفت و بند گیش با من همان حکایت پیرار می‌کند

💡 به پیش مور سلیمان سزد کمر بندد اگر میان بکمر بسته گیش بندد دور

💡 جهند گیش مشابه بجست و خیز کلاغ روند گیش مماثل برفتن سرطان

💡 هزار جان شده قربان هزار کیش خراب ز رشک گوشه گیش و دوال قربانش

💡 مراد خود ز فلک هر که سیدا جوید علاج تشنه گیش را سراب خواهد کرد

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز