گیر گیر

لغت نامه دهخدا

گیرگیر. ( اِ مرکب ) به معنی گیراگیر:
نیست خالی بزم او از باش باش و نوش نوش
نیست خالی رزم او از گیرگیر و های های.منوچهری.رجوع به گیراگیر شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گیرا گیر: نیست خالی بزم او از باش باش و نوش نوش نیست خالی رزم او از گیر گیر و های های. ( منوچهری )

جمله سازی با گیر گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر به رنج دل سزاوارم، مرا مگذار، دستم گیر

💡 مستم و گم کرده راه تن زن و پرسش مخواه مست چه‌ام بوی گیر باده جانانیی

💡 گروهی گرفتند ره بر دلیر ز بیشه درآمد غو دار و گیر

💡 زدندی و از دست هر گرد گیر نه خشت اندر ایشان رسیدی نه تیر

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز