گوهر کان

لغت نامه دهخدا

گوهرکان. [ گ َ / گُو هََ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پشتکوه باشت و بابوبی بخش گچساران شهرستان بهبهان. واقع در 87هزارگزی شمال خاوری گچساران و 16هزارگزی راه اتومبیل رو کازرون به بهبهان. محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنه آن 120 تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول عمده آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. صنایع دستی زنان قالی، عبا و گلیم بافی می باشد. راه مالرو دارد. ساکنان آن از طایفه باشت و بابویی هستند. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
گوهرکان. [ گ َ / گُو هََ ] ( اِخ ) نام محلی است در فاصله چهار فرسخ و نیم شمال باشت. ( فارسنامه ناصری ص 271 ).

فرهنگ فارسی

نام محلی است در فاصله چهار فرسخ و نیم شمال باشت.

جمله سازی با گوهر کان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای گوهری که سنگ یمانی توراست کان ای آتشی‌ که هست تورا آب در میان

💡 از لعل می‌آرد برون گوهر بدخشان لبت ای صد بدخشان در لبت تو خود ز کان کیستی؟!

💡 ای جهان فضل و بحر رادی و کان هنر روشنت روزست و صافی آب و با قوت گوهر

💡 بدو گفتم آری چنین بود دائم یکی کند کان و یکی یافت گوهر

💡 کند خاک خجلت به سر، بحر و کان را کَفَت بس که ایثار گوهر نماید