لغت نامه دهخدا
گوهربین. [ گ َ / گُو هََ ] ( نف مرکب ) بیننده گوهر. گوهرشناس. مجازاً که نیک را از بد تمیز دهد:
عیب تست ار چشم گوهربین نداری ورنه ما
هریک اندر بحر معنی گوهر یکدانه ایم.سعدی.
گوهربین. [ گ َ / گُو هََ ] ( نف مرکب ) بیننده گوهر. گوهرشناس. مجازاً که نیک را از بد تمیز دهد:
عیب تست ار چشم گوهربین نداری ورنه ما
هریک اندر بحر معنی گوهر یکدانه ایم.سعدی.
(صفت ) ۱ - بینند. گوهر.۲ - گوهر شناس جواهر شناس. ۳ - آنکه نیک را از بد تمیز دهد ( ایهام بدو معنی اخیر ): عیب تست ار چشم گوهر بین نداری ورنه ما هر یک اندر بحر معنی گوهر یکدانه ایم. ( سعدی )
بیننده گوهر. گوهر شناس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رنگ لاله و گل در صفای لعل و گوهر بین که آب دست استاد طبیعت را روان بینی
💡 نه هر گوهر که بینی شب چراغست نباشد گل به هر وادی که راغست
💡 حذف زمان از هستی در فلسفه پارمنیدس بر این مبنا بود که او زمان را هم مثل مکان و حرکت از شکلهای ظاهری بروز هستی و نه ناشی از ماهیت و حقیقت آن میدانست و آن را حاصل توهم ذهن حسی نگر و سطحی بین ما میشمرد و در نتیجه برای آن حقیقتی بنیادین و گوهرین قائل نبود و برای همین هم شناخت عمیق هستی را فارغ از جلوههایی چون زمان و حرکت میدانست.
💡 برخی از پژوهشگران عقیده دارند بنایی که «تخت رستم» نامیده میشود و در نزدیکی نقش رستم و در چهار کیلومتری شمال تخت جمشید قرار دارد، برای آرامگاه کمبوجیه در نظر گرفته شده بود ولی پس از مرگش ناتمام ماند. برخی دیگر نیز اعتقاد دارند ویرانهٔ سنگی «زندان سلیمان» در پاسارگاد آرامگاه کمبوجیه است. گروهی دیگر نیز آثار سنگی بین تخت جمشید و نقش رستم که به نام تخت گوهر معروف است را آرامگاه کمبوجیه دانستهاند.