گوشت خرد کن
مترادفها
چرخگوشت
لغت نامه دهخدا
گوشت خردکن. [ خ ُ ک ُ ] ( اِ مرکب ) ساطور. آلت خرد کردن گوشت.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) آنچه که گوشت را تکه تکه کند. ۲ - ( اسم ) آلت خرد کردن گوشت ساطور.
جمله سازی با گوشت خرد کن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای پختن دنیک باید از ۱۲ ساعت قبل حبوباتی مثل گندم و نخود را در آب خیساند. سپس به همراه گوشت خرد شده گوسفند، سبزیجات خشک و معطر مثل نعنا، ادویه و گندم کوبیده شده و حبوبات دیگر در ظرفی روی حرارت ملایم گذاشت.
💡 خورش کرفس(از غذاهای مورد علاقه مادران یکی از خورشهای اصیل ایرانی است که از گوشت خرد شده ران گوسفند یا گوساله یا گوشت ران مرغ و بوقلمون، کرفس، نعنا و جعفری تهیه میشود. برخی بنا به ذائقه لوبیا هم اضافه میکنند. برای جا افتادن خورش کرفس نسبت به خورشهای دیگر زمان زیادی لازم است.
💡 مادر برای آماده کردن کبابهای خانگی و خوشمزه، از یک گوشت خرد کن برقی بسیار قدرتمند و با کیفیت بالا در آشپزخانه استفاده میکند.
💡 اگر میخواهید گوشتها را با بافت بسیار یکدست و نرم برای تهیه انواع سوسیس و کالباس آماده کنید، باید از یک گوشت خرد کن مناسب استفاده کنید.
💡 در قصابیهای مدرن، استفاده از گوشت خرد کنهای صنعتی باعث میشود که فرآیند آمادهسازی گوشت برای مشتریان با سرعت و دقت بسیار بیشتری انجام شود.