گوش پوش
مترادفها
شنونده، مطیع، فرمانبردار
متضادها
نافرمان، سرکش، یاغی
فرهنگستان زبان و ادب
{earmuff} [شنوایی شناسی] نوعی گوش بان که لالۀ گوش را به طور کامل میپوشاند
جمله سازی با گوش پوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جوابش داد شمشاد قصب پوش که دولت پادشه را حلقه در گوش
💡 از پوست پوشان توام وز حلقه گوشان توام گه درخروشم گه خموش افتاده درچنگت چودف
💡 او با رفتاری کاملاً گوش پوش نسبت به توصیههای دوستانش، در نهایت با تصمیماتی اشتباه روبرو شد که باعث از دست رفتن فرصتهای طلایی برای او گردید.
💡 بر خلاف یک رهبر مسئولیتپذیر، فردی که گوش پوش نسبت به صدای اعتراض مردم باشد، نمیتواند در بلندمدت اعتماد و حمایت جامعه را حفظ نماید.
💡 آن سیاستمدار با رویکردی گوش پوش در برابر انتقادات تند رسانهها، سعی داشت از بروز بحرانهای احتمالی در فضای عمومی جلوگیری و آنها را نادیده بگیرد.