لغت نامه دهخدا
( گوده آ ) گوده آ. [ دِ ] ( اِخ ) شاهزاده سومری لاگاش در قرن سوم ق. م. که مجسمه های متعددی از او در لوور است. رجوع به گودآ شود.
( گوده آ ) گوده آ. [ دِ ] ( اِخ ) شاهزاده سومری لاگاش در قرن سوم ق. م. که مجسمه های متعددی از او در لوور است. رجوع به گودآ شود.
( گوده آ ) شاهزاده شورمری لاگاش در قرن سوم قبل از میلاد که مجسمه های متعددی از او در لوور است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دهنگ و گوده در سال ۱۳۳۵ خورشیدی زلزله ای شدید به قدرت ۷ ریشتر رخ داد و ده قدیم بهطور کلی با خاک یکسان شد. این زمینلرزه ۳۲ نفر کشته وصدها نفر زخمی برجای گذاشت.
💡 بست کلات (بست قلات) روستایی از روستاهای آباد منطقه گوده از توابع بخش مرکزی شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شدهاست.
💡 تَنگ تَـهر روستای کوچکی در منطقه گوده و از توابع بخش مرکزی شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شدهاست.
💡 سیداحمدی روستای کوچکی در منطقه گوده از توابع بخش مرکزی شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شدهاست.