لغت نامه دهخدا
گوددرجنت. [ گودْ، دَ ج َ ن َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در 84 هزارگزی شمال کرمان، سر راه مالرو شهداد به راور. سکنه آن یک خانوار است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
گوددرجنت. [ گودْ، دَ ج َ ن َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در 84 هزارگزی شمال کرمان، سر راه مالرو شهداد به راور. سکنه آن یک خانوار است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورود به گود در ورزش زورخانه ای آدابی مخصوص دارد. به این ترتیب که نخست ورزشکاران در زورخانه به ترتیب کسوت و در مسابقهها با نظر مربی وارد میشوند و به ترتیب مراحل زیر را انجام میدهند:
💡 گود در ویلکس-بار، پنسیلوانیا به دنیا آمد و قبل از نقل مکان به لینچبورگ، ویرجینیا، در سن ۹ سالگی به همراه خانواده در شمال جرسی زندگی کرد.