گنگ بهشت

لغت نامه دهخدا

گنگ بهشت. [ گ َ ب ِ هَِ ] ( اِخ ) همان گنگ مذکور که به تازی قبةالارض گویند، روز و شب آنجا برابر است و بهشت گنگ نیز مینامند. ( رشیدی ). نام شهری است در حدود مشرق از بلاد ترک منسوب به خوبان و در آن شهر معبدی است مشهور به قندهار. ( از برهان ):
درآمد به آن شهر مینوسرشت
که ترکانْش خوانند گنگ ِبهشت.نظامی ( اقبالنامه ص 200 ).و رجوع به حاشیه برهان قاطع چ معین و فرهنگ نظام و گنگ و گنگ دژ و بهشت گنگ شود. || نام قلعه ای است که ضحاک در شهر بابل ساخته بود و چاه هاروت و ماروت در آنجا است و آن را بهشت گنگ نیز گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). گنگ دژ. گنگ. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).

فرهنگ فارسی

نام قلعه ایست که ضحاک در شهر بابل ساخته بود و آنرا بهشت گنگ نیز گویند ( داستان ).
همان گنگ مذکور که به تازی قبه الارض گویند روز و شب آنجا برابر است و بهشت گنگ نیز مینامند.

جمله سازی با گنگ بهشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ششمين فرياد كمك خواهانه را هنگامى سر خواهى داد كه فرمان خداى يكتاى قهّار بهفرشتگان مى رسد كه: (يا او را به بهشت بريد يا دوزخ.) و زبان گنگ مى شودبه گونه اى كه ديگر توان دادخواهى هم نخواهى داشت.

💡 اگر گنگ از بهشت اول بدر شد بهشت ثانی اندر گنگ در شد

💡 همی گنگ خوانم بهشت منست برآوردهٔ بوم و کشت منست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران