لغت نامه دهخدا
گندم دزدی. [ گ َ دُ دُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت که در 15000 گزی جنوب خاوری مسکون و 6000 گزی خاور شوسه بم به سبزواران واقع شده و24 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
گندم دزدی. [ گ َ دُ دُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت که در 15000 گزی جنوب خاوری مسکون و 6000 گزی خاور شوسه بم به سبزواران واقع شده و24 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریانا در موزیک ویدئو در جلوی یک خانه در حال سوختن است و امینم ورسهای خود را در یک گندم زار میخواند در انتهای آهنگ این دو بهم میرسند. زوج متناوباً دعوا میکنند، اشیا را میشکنند، میدزدند و دوباره میسازند همراه با صحنههایی از فلاش بک به دورانی که در روابطشان خوشحالتر بودهاند. صحنههای دیگر شامل دزدی یک مشروب از فروشگاه مشروب فروشی و نوشیدن آن است. در انتهای ویدئو سه شخصیت امینم، مگان فاکس و دومینیک مناگان آتش میگیرند.