گند و مند

لغت نامه دهخدا

گند و مند. [ گ َ دُ م َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) هر چیز خراب و فاسد و معیوب.
- امثال:
هر جا که گند و مند است، مال من دردمند است. ( امثال و حکم دهخدا ج 4 ص 1913 ).

فرهنگ فارسی

خراب فاسد معیوب: هر جا که گند و مند است مال من دردمند است.

جمله سازی با گند و مند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تو تا کافی بود از کافران جای گند و شهوتی چون کاف ران

💡 سرگران از گند و بوی گل شده گوش، کر از وق‌وق بلبل شده

💡 ز خورد و خواب تو چیزی ندیدی بجز رنج و غم و گند و پلیدی

💡 بر لحاف جانش افتاده شرار گند و دودش بر شده از هر کنار

💡 آن شراب حق ختامش مشک ناب باده را ختمش بود گند و عذاب

💡 چرا رنگ وبو راکنم گند و زشت شوم از چه دوزخ که هستم بهشت

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز