گله بند

لغت نامه دهخدا

گله بند. [ گ ُ ل َ / ل ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) چون گلپیچ گیسوبند است. ( گنجینه گنجوی وحید دستگردی ):
لیلی گله بند باز کرده
مجنون گله ها دراز کرده.( گنجینه گنجوی ص 336 ).

فرهنگ فارسی

چون گلپیچ گیسو بند است.

جمله سازی با گله بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پاس پیمان وفای تو مرا بند زبان شد ورنه از دست جفای تو هزاران گله دارم

💡 بود زان سوی کوهم گله ای چند که دایم زان دل من هست در بند

💡 ز غیرتش گله کردم به خنده گفت مرا که هر چه بند کند او تو را براندازش

💡 چو شیران که از بند گردد یله به کردار گوران به هر سو گله

💡 گاوهای سیستانی به علت قرن‌ها زیست آزاد و بدون قید و بند در دشت هامون و کنار دریاچه عادت به زندگی گروهی و گله‌ای کرده‌اند.

💡 که گوری پدید آمد اندر گله چو شیری که از بند گردد یله

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز