گل گیری

لغت نامه دهخدا

گل گیری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل گرفتن گل چراغ. عمل گرفتن فتیله چراغ. گرفتن سوخته چراغ به گل گیر. || کم کردن گلهای درختی برای بهتر و درشت تر شدن بقیه میوه آن. گرفتن مقداری از گل درختی تامیوه آن بزرگتر و شادابتر شود. ( یادداشت مؤلف ).
گل گیری. [ ] ( اِخ ) نام تیره ای از طایفه کیومرسی ایل چهارلنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 76 ).

فرهنگ فارسی

نام تیر. از طایف. کیومرسی ایل چهار لنگ بختیاری

جمله سازی با گل گیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوشه گیری که لب نان حلالی دارد سی شب از گردش ایام هلالی دارد

💡 رهنمایت باد یزدان هر کجا سایی رکاب همنشینت باد دولت هرکجا گیری قرار

💡 ز پیوند یاری چه گیری کنار که سروت بود پیش و مه در کنار

💡 شب گذشت و صبح آمد ای تمر چند گیری این فسانهٔ زر ز سر

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز