لغت نامه دهخدا
گل عقرب. [ گ ُ ل ِ ع َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به اصفهانی اسم سطاریون است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به سطاریون شود.
گل عقرب. [ گ ُ ل ِ ع َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به اصفهانی اسم سطاریون است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به سطاریون شود.
باصفهانی اسم سطاریون است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببین بر چنبر کاکل رخ آن ماه سنگیندل مبند ای ساربان محمل قمر در عقرب است امشب
💡 شبی بر گردن او مار غیرت حلقهها میزد که زلفش را شبیه عقرب جراره میکردم
💡 و زنى كه دست و پايش بسته بود و مارها و عقرب ها بر او مسلط شده بودند، به وضو وطهارت لباس و غسل حيض اهميت نمى داد و نماز را سبك مى شمرد...
💡 چون حمل، چون ثور، چون جوزا و سرطان و اسد سنبله، میزان و عقرب، قوس و جَدی و دلو و حوت
💡 در عقرب اگر خواهی جولان قمر بینی زلفین چلیپا را با چهره قرینش بین
💡 در روايت معتبر منقول است كه هركه سفركند يازن بخواهد ماه در عقرب باشد عاقبت نيكونيست.