لغت نامه دهخدا
زایاندن. [ دَ ] ( مص ) یاری دادن به زچه گاه زادن. زایاندن ماما زاچه را. زایانیدن. و رجوع به زایانیدن شود.
زایاندن. [ دَ ] ( مص ) یاری دادن به زچه گاه زادن. زایاندن ماما زاچه را. زایانیدن. و رجوع به زایانیدن شود.
(دَ ) (مص م. ) یاری دادن به زائو به هنگام زادن.
کمک کردن به زائو هنگام زاییدن و بچۀ او را گرفتن، به زادن واداشتن، مامایی کردن.
به زادن واداشتن، هنگام زاییدن بچه اوراگرفتن
( مصدر ) یاری دادن به زائو هنگام زاییدن.
یاری دادن بزچه گاه زادن زایاندن مامازاچه
یاری دادن به زائو به هنگام زادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سقراط با این باور که مأموریتی الهی دارد تا مردم را از خواب غفلت بیدار کند، راهی دشوار را در پیش میگیرد و شیوهای برمیگزیند که به شیوه سقراطی در تاریخ شهره است. او برای انجام دادن این مأموریت، دو کار میکند: نخست کوشش در جهت آگاه کردن مردم به ناآگاهی خویش و دیگری تلاش در جهت معرفتزایی در آنان. روش نخست سقراط همان است که به طنز سقراطی (به انگلیسی: Socratic Irony) شناخته شدهاست. البته این طنز، به قصد سرگرمی یا تحقیر مخاطب نیست؛ هدفی فراتر دارد و در پی بیدار ساختن و به حرکت درآوردن مخاطب یا شخص ثالثی است که در جمع حضور دارد. او با پیش گرفتن روش پرسش و پاسخ یا دیالکتیک میکوشد تا پر مدعایی و جهل مدعیان را عیان سازد. کار دیگر سقراط آن است که دیگران را به تأمل و دانشآفرینی برانگیزد. وی به مخاطبان خود میگوید که مادرش، فاینارته، ماما بود و فرزندان آتن را به دنیا میآورد. او نیز پیشه مامایی را از مادر به ارث برده و در پی زایاندن مردمان است. اما آنچه وی به دنیا میآورد، نوزادان معمولی نیستند، بلکه حاصل اندیشه و فرزندان معنوی ذهنی افراد است. سقراط با این باور، شبانه روز در زمستان و تابستان، در سراسر آتن پرسه میزد و با لباسی ساده که در همه فصول سال یکسان بود و با پای برهنه، در پی این و آن میافتاد و تقریباً کسی از گزند نیش او در امان نبود.