لغت نامه دهخدا
روحانیین. [ نی یی ] ( ع ص، اِ ) ج ِ روحانی در حالت نصب و جر. رجوع به روحانی و روحانیان و روحانیون شود.
روحانیین. [ نی یی ] ( ع ص، اِ ) ج ِ روحانی در حالت نصب و جر. رجوع به روحانی و روحانیان و روحانیون شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از اظهار مراسم مراسم تشکرات صادقانه از بذل مساعی جمیله در تشیید قواعد دین مقدس اسلام و جلوگیری از مناهی و منکرات شرعیه از عالم اسلامیت (از) حضرت عالی استدعا میشود محض خشنودی خاطر صاحب شریعت مطهره، امر و مقرر فرمایید مطلقاً در سرتاسر کشوراسلامی فروش و خرید مشروبات الکلی و فقاع و آب جو که در تمام ادیان و شرایع و مذاهب و ملل حرام و مایه صدها هزار مضار و مفاسد روحی و جسمی و اخلاقی و مخالف با نص صریح اصل اول و دوم متمم قانون اساسی است، بالمره موقوف و متروک باشد تا صفحه تاریخ نخست وزیری حضرت اشرف به این امر مهم رنگین و مزین. در مراتب امیدواریعموم مسلمین و به خصوص روحانیین و هیأت علمیه محض مساعدت حضرتعالی که اساس دین مقدس اسلام امر داده بود، بدیهی است عرض حالی از طرف داعیان را که فقط محض دولت خواهی و رعایت مصالح شرعیهاست، اجابت خواهید فرمود.
💡 بسم الله الرحمن الرحیم: ان شاءالله تعالی وجود مسعود عالی قرین سلامت است. تلوًا از احساسات پاک و خداپسندانه حضرت عالی خیلی متشکرم. یا لَیْت که همه اهل علم تأسّی به حضرتعالی مینمودند و خود را از و وظیفه الهیه و جامعه ملت دور نمینمودند. متحیّرم که چرا در مقابل کفار، روحانیین سکوت اختیار نمودهاند.