لغت نامه دهخدا
شورچشمی. [ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) صفت شورچشم. عَیونی. ( یادداشت مؤلف ). شورچشم بودن. ( فرهنگ فارسی معین ).
شورچشمی. [ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) صفت شورچشم. عَیونی. ( یادداشت مؤلف ). شورچشم بودن. ( فرهنگ فارسی معین ).
شور چشم بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندارد چرخ با این شور چشمی نمک چندان که ریزد بر کبابم
💡 قانع به تلخ و شور جهان شو که این نوال ایمن ز شور چشمی اختر کند ترا