شاموخ

لغت نامه دهخدا

شاموخ. ( اِخ ) نام قریه ای است در اطراف بصره و نسبت به آن شاموخی است. ( از انساب سمعانی ) ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با شاموخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ابن مقله گفته شد: آيا چيزى از فارسى مى دانى ؟ گفت فقط يك كلمه از فارسى مىدانم و آن شاموخ است يعنى ساكت شو، مقصود او كلمه خاموش بود كه اين را هم درست يادنگرفته بود.