لغت نامه دهخدا
دیدجان. [ دَ دَ ] ( ع اِ ) شتران بارکش. ( منتهی الارب ). دجانة. شتران که کالا حمل کنند. ( از اقرب الموارد ).
دیدجان. [ دَ دَ ] ( ع اِ ) شتران بارکش. ( منتهی الارب ). دجانة. شتران که کالا حمل کنند. ( از اقرب الموارد ).
💡 سمن چوورد رخت دیدجان نثارش کرد صبا چو گرد ترا یافت کرد دل ایثار
💡 چو عشق آمد فناشد عقل درخویش ز دیدجان نه پس ماند و نه در پیش