لغت نامه دهخدا
جعفر جنی. [ ج َ ف َ رِ ج ِن ْ نی ] ( اِخ ) ظاهراً تصحیفی است عامیانه از زعفر جنی. رجوع به زعفر جنی شود.
جعفر جنی. [ ج َ ف َ رِ ج ِن ْ نی ] ( اِخ ) ظاهراً تصحیفی است عامیانه از زعفر جنی. رجوع به زعفر جنی شود.
ظاهرا تصحیفی است عامیانه از زعفر جنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جعفر جنی مدیر هتلی است که با همکاری مباشرش و منشی اش آذر به ادارهٔ آن میپردازد. جعفر با عیاشیهای خود نامزدش محبوبه را از خود میرنجاند. دختر تصمیم به خود کشی دارد که جوانی او را نجات داده و مراقبت از او را به عهده میگیرد. کوششهای جعفر برای بازگرداندن محبوبه بینتیجه میماند، و از سوی دیگر آذر به او علاقهمند میشود. جعفر اعتنایی به آذر ندارد، و آذر برای برانگیختن حس حسادت جعفر با جواهرفروشی، که ساکن هتل است، طرح دوستی میریزد. سرانجام جعفر با آذر و محبوبه با جوانی که او را نجات داده پای سفره عقد مینشینند.
💡 جعفر جنی و محبوبهاش فیلمی به کارگردانی رضا صفایی و نویسندگی حبیبالله کسمایی محصول سال ۱۳۵۲ است.