لغت نامه دهخدا
گل در چراغ افتادن. [ گ ُ دَ چ ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از روشن شدن چراغ. ( آنندراج ). گرفتن چراغ. ( مجموعه مترادفات ص 296 ):
حسن بی عاشق نمی ماند به هر صورت که هست
در چراغ افتد چو گل، پروانه بلبل میشود.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
گل در چراغ افتادن. [ گ ُ دَ چ ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از روشن شدن چراغ. ( آنندراج ). گرفتن چراغ. ( مجموعه مترادفات ص 296 ):
حسن بی عاشق نمی ماند به هر صورت که هست
در چراغ افتد چو گل، پروانه بلبل میشود.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نباشد خنده بیگریه باغ آفرینش را که گل در نوبهاران اشک شبنم دانه میسازد
💡 او جمعاً سه فصل برای بایر لورکوزن بازی کرد و ۲۷ گل در بوندس لیگا و ۹ گل در اروپا به ثمر رساند.
💡 گر دلت نشکفته بود از گریهٔ پردرد من سر فرو بردن چو گل در جیب و خندیدن چه بود
💡 جنون مستم به فصل نوبهارم میتوان کشتن صراحی بر کف و گل در کنارم میتوان کشتن
💡 بویِ توحید ز مستانِ خدا نشنیده است خار و گل در نظر عارف اگر یکسان نیست