گل توت
لغت نامه دهخدا
گل توت. [ گ ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دشت خاک بخش زرند شهرستان کرمان واقع در 56000گزی شمال خاوری زرند و 15000گزی خاور فرعی زرند به راور. دارای یک خانوار است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
ده کوچکی است از دهستان دشت خاک بخش زرند شهرستان کرمان
جمله سازی با گل توت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به آخرین کشتی، خانه و دوری، ستمگر و توت اشاره نمود.
💡 کی بود یا رب نشینی بر فراز قصر و من توتی طبعم بدین معنی شکربار آمده
💡 ما همچو عکس توتی لببسته از بیان تو در قفای آینه گفتار میکنی
💡 این روستا در دهستان توتان و مهمدان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۳ نفر (۱۰خانوار) بودهاست.
💡 نساج مدحت توام از شعر ناپسند چون کرم قز که دیبا سازد ز برگ توت
💡 این ساختمان دارای سه طبقه، یک دیوار و یک باغ با درختان توت بود.