گل بهار محمدباقر

لغت نامه دهخدا

گل بهار محمدباقری. [ گ ُ ب َ م ُ ح َم ْ م َ ق ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در 28هزارگزی جنوب الیگودرز، کنار راه مالرو انوج به ده نوشکراﷲ. دارای 50 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با گل بهار محمدباقر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل بهار وفا ساخت زخم تیشه خویش به حیرتم که چرا کوهکن نرفت از دست

💡 گل بهار سخاوت که در محل کرم درم چو برگ خزان می‌دهد کفش بر باد

💡 ز داغهای دل و اشک چشم تر بیدل گل بهار جنون چیده‌ام سیاه و سفید

💡 نیم ار گل بهاری که بگلشنم بکاری بگذار جای خاری بکنار کشت ما را

💡 گل بهار تمناست داغ نومیدی به قدر خار و خس آتش شرار می ریزد

💡 کر نیستی شکفته رخش چون‌ گل بهار اندر دلم زعشق رخش خار نیستی

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز