لغت نامه دهخدا
گزیدن چشم. [ گ َ دَ ن ِ چ َ ] ( مص مرکب ) چشم زخم رسانیدن. ( آنندراج ). چشم زخم خوردن:
چنانکه نیل بود مانع پریدن چشم
بخط رخ تو امان یافت از گزیدن چشم.صائب ( از آنندراج ).
گزیدن چشم. [ گ َ دَ ن ِ چ َ ] ( مص مرکب ) چشم زخم رسانیدن. ( آنندراج ). چشم زخم خوردن:
چنانکه نیل بود مانع پریدن چشم
بخط رخ تو امان یافت از گزیدن چشم.صائب ( از آنندراج ).
چشم زخم رسانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم به خط رخ تو امان یافت از گزیدن چشم