لغت نامه دهخدا
گز پیر. [ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندر عباس، واق-ع در 120000گزی جنوب میناب و 3000گزی باختر راه مالرو جاسک به میناب. هوای آن گ-رم و دارای 45ت-ن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافی-ائی ای-ران ج 8 ).
گز پیر. [ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندر عباس، واق-ع در 120000گزی جنوب میناب و 3000گزی باختر راه مالرو جاسک به میناب. هوای آن گ-رم و دارای 45ت-ن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافی-ائی ای-ران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیر بغدادی جنید رازدان این چنین فرمود هنگام نشان
💡 سالک آمد پیش پیر پیشوا باز گفتش آنچه بودش ماجرا