لغت نامه دهخدا
گره در کار افتادن. [ گ ِ رِ ه ْ دَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) مشکل شدن کار. پیچیده شدن آن. دشوار شدن شغل:
گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم.حافظ.
گره در کار افتادن. [ گ ِ رِ ه ْ دَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) مشکل شدن کار. پیچیده شدن آن. دشوار شدن شغل:
گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم.حافظ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند چون آبِ گُهر باشم گره در یک مقام؟ خضر راهی کو، که موجِ خوشعنان سازد مرا
💡 اهلی چو شیشه خنده ساقی ره توزد کاین گریه های تلخ گره در گلوی تست
💡 زتنهایی گره در رشته پرواز می افتد سبک پروازی از قید علایق جسته می خواهم
💡 تعداد و تراکم گرههای فرش با تعداد گره در هر اینچ مربع (kpsi) یا در هر دسیمتر مربع سنجیده میشود.
💡 گفتی که سوی باغ رو تا بو که دل بگشایدت او فتح ما را کی زند چندین گره در موی تو
💡 دام در صید دل ما بی گناه افتاده است این گره در کار خود از دانه می یابیم ما