گره افتادن

کلمه‌ی «گره افتادن» در فارسی به معنای پدید آمدن مشکل، مانع یا دشواری در انجام کاری است. این اصطلاح ترکیبی از «گره» به معنای پیچیدگی یا عقده و «افتادن» به معنای رخ دادن یا پیش آمدن است. وقتی گفته می‌شود کاری «گره افتاده»، منظور این است که کار با مانع یا مشکلی مواجه شده و حل آن نیازمند تلاش یا دقت بیشتری است. این اصطلاح می‌تواند در زمینه‌های مختلف زندگی، مانند کار، تحصیل، روابط اجتماعی یا امور مالی به کار رود و نشان‌دهنده وضعیت نامطلوب و نیاز به چاره‌اندیشی است. در ادبیات فارسی، «گره افتادن» علاوه بر معنای واقعی، گاهی به شکل استعاری نیز استفاده می‌شود و به وضعیتی اشاره دارد که انسان در پیچیدگی‌ها و دشواری‌های زندگی گرفتار شده باشد. این عبارت با اصطلاحاتی مانند مشکل پیش آمدن، بن‌بست، گرفتاری یا پیچیدگی هم‌معنی است و معمولاً بار معنایی منفی دارد. در مکالمات روزمره، وقتی کسی می‌گوید «کار گره افتاده»، یعنی کار دشوار شده و نیاز به صبر، راه‌حل یا کمک دیگران دارد. همچنین در متون ادبی و داستانی، نویسندگان از این اصطلاح برای ایجاد تصویر ذهنی از چالش‌ها و بحران‌ها استفاده می‌کنند.

لغت نامه دهخدا

گره افتادن. [ گ ِ رِه ْ اُ دَ ] ( مص مرکب )... در کاری؛ مشکل شدن آن. دشوار گردیدن وی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گره افتادن در کاری ( بکاری ) مشکل شدن آن.