گرامی شدن

لغت نامه دهخدا

گرامی شدن. [ گ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) محبوب شدن. عزیز شدن. مورد علاقه واقع گشتن:
به بانگ خوش گرامی شد سوی مردم هزارآوا
وز آن خوار است زاغ ایدون که خوش و خوب نسراید.ناصرخسرو.تاک رز از انگور شد گرامی
وزبی هنری ماند بید رسوا.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عزیز شدن محبوب گشتن: ببانگ خوش گرامی شد سوی مردم هزار آوا وزان خواراست زاغ ایدون که خوش و خوب نسراید. ( ناصر خسرو )

جمله سازی با گرامی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوئد در سال ۱۷۸۲. نجیب‌زادهٔ جوانی به نام ژاکوب (پر اسکارشون) از فرانسه به خانه و خواهر گرامی خود شارلوت (بیبی آندرشون) که با بارون آلسامدن (یارل کوله) نامزد کرده‌است، بازمی‌گردد. رابطهٔ نزدیک خواهر و برادر به رابطهٔ جنسی تبدیل می‌شود و با ترس از اینکه افشای بارداری شارلوت باعث شود جامعه آن‌ها را طرد کند، عشاق در نهایت تصمیم به جدایی می‌گیرند، جیکوب تصمیم می‌گیرد در صورت مهیا شدن ازدواج شارلوت با بارون کشور را ترک کند.

💡 کنگره هشتادمین سال کشته شدن وی در سال ۱۳۷۳ در بوشهر برگزار شد. همه ساله بزرگداشت وی در استان بوشهر به‌خصوص محل تولد وی دلوار در سالروز کشته شدن او گرامی داشته می‌شود.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز