گاومیش لو

لغت نامه دهخدا

گاومیش لو. ( اِخ ) دهی است از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل، در 50 هزارگزی شمال بیله سوار و 2 هزارگزی شوسه بیله سوار به اردبیل. کوهستانی، گرمسیر، دارای 104 تن سکنه. آب آن از رود ارس، محصول آنجا غلات، حبوبات، شغل اهالی آن زراعت و گله داری راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی در اردبیل

جمله سازی با گاومیش لو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پل گاومیشان یک پل باستانی مربوط به دوره ساسانیان است. این پل در فاصله ۱۰ کیلومتری شهر دره شهر استان ایلام و بر روی رودخانه سیمره واقع شده‌است.. خاص‌ترین ویژگی‌های این پل، عرض دهانهٔ یکی از طاق‌های آن است که در معماری باستان، عریض‌ترین قلمداد می‌شود.

💡 نیروی کار: در بسیاری از نقاط دنیا ماشین جایگزین خوبی برای دام نیست و حتی غیر اقتصادی است و در این صورت گاومیش برای شخم‌زنی و باربری استفاده می‌شود.

💡 شد نبشته دین او بر پوست‌های گاومیش گشت روشن آتش موبد از آن پاکیزه کیش

💡 گو بران بر جان مستم خشم خویش عید قربان اوست و عاشق گاومیش

💡 برم گاومیشی سه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان هفتکل در استان خوزستان ایران است.

💡 هنوز از بدی تا چه آیدت پیش به چرم اندر است این زمان گاومیش

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز