گاو بیشه
لغت نامه دهخدا
گاوبیشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از دنیا و روزگار است. ( برهان ). بیت ذیل را شاهد آورده اند:
سپهدار توران از آن بدتر است
کنون گاوبیشه به چرم اندر است.فردوسی.ظاهراً مصحف «گاوپیسه » گاوی که نشانه های سپید و سیاه دارد. رجوع شود به فرهنگ ایران باستان پورداود ص 114. روزگاررا به مناسبت شب و روز بدین نام نامیده اند. رجوع به گاوپیسه شود. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). و رجوع به امثال و حکم دهخدا ج 3 ص 1263 «گاوپیسه به چرم بودن » شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از دنیا و روزگار
جمله سازی با گاو بیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کو خطی نخواند یا پیشه ئی نداند بس گاو و خر چراند در کوه و دشت و بیشه
💡 سگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیری که به بیشه حقایق بدرد صف عیانی