کیسه کشی
مترادفها
گدایی، مالپرستی
لغت نامه دهخدا
کیسه کشی. [ س َ / س ِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل کیسه کش. دلاکی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کیسه کش و کیسه کشیدن شود.
فرهنگ فارسی
عمل و شغل کیسه کش دلاکی.
جمله سازی با کیسه کشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرحمومی مراسمی است که داماد در حمام عمومی مردانه و عروس در حمام زنانه طی مراسم با شکوهی به حمام میبردند و با رقص و پایکوبی و چوب بازی مراسم حنا بندان بعد از شستن و کیسه کشی داماد انجام میدادند و در مراسم حنا بدان آواز امشب حنا میبندیم… بر دست و پا میبندیم … را به صورت گروهی میخواندند.
💡 کیسه لاغر شده، چه سیم کِشی صید فربه شده چه زار کشی
💡 در دنیای تجارت، برخی افراد با استفاده از روشهای فریبکارانه و نوعی کیسه کشی سعی در به دست آوردن سودهای نامتعارف از مشتریان خود دارند.
💡 مدیریت شرکت نسبت به رفتارهای غیرمنصفانه برخی کارمندان که به نوعی کیسه کشی و سوءاستفاده از منابع سازمان بود، برخورد جدی و قاطعی داشت.
💡 او همیشه سعی میکرد با صداقت کامل فعالیت کند تا هرگز درگیر مسائل اخلاقی مانند کیسه کشی و فریب دادن دیگران برای رسیدن به اهدافش نشود.