کژ رفتاری
مترادفها
بدرفتاری، بدخویی، ناسازگاری، بینزاکتی
متضادها
خوشرفتاری، درسترفتاری
لغت نامه دهخدا
کژرفتاری. [ ک َ رَ ] ( حامص مرکب ) کج رفتاری. بدسلوکی. رفتار بد و ناشایست و ناراست. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کج رفتاری. بد سلوکی
جمله سازی با کژ رفتاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نسبت به قوم یهود هم که از نظر سیاسی، بیطرف محسوب میشدند، خوش رفتاری میکرد و شاید بخاطر همین طرز فکر با شوشیندخت دختری یهودی، ازدواج کرد.
💡 ز نیرنگ خرامت عالمی از خاک میجوشد به رفتاری توان ایجاد چندین نقش پا کردن
💡 صید دل را شاهبازی گر به رفتاری چو کبک چنگل شیری ز مژگان گر به چشم آهوشدی
💡 صنوبر قامتی،آهو شکاری، کبک رفتاری سمن بوئی، قمر روئی، ملک خویی، پری پیکر
💡 نبینی ظلمت ار دامان سعی از دست نگذاری شرر را گرم رفتاری چراغی پیش پا دارد