جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوچلک خان چند روز کشتن محمد ختنی را به عقب میاندازد و به او وعده پست و مقام و ثروت داده و جواهرات در اختیار او میگذارد اما محمد ختنی بر مواضع خود میایستد و سرانجام او را بر سردر مدرسهای که خود در ختن ساخته بود به چهارمیخ میکشند.
💡 کوچلک ضمن رد درخواست سلطان محمد اعلام کرد، چنانکه به آنچه دارد راضی نشود، به او نیز حمله خواهد کرد. بدون شک اگر سلطان محمد با قراختاییان همکاری میکرد برای او نتایج یهتری داشت؛ چرا که آنان میان حکومت خوارزمشاهی و صحراگردان مغول مانعی محکم بودند و از برخورد آن اقوام با این حاکمیت جلوگیری کردند. سلطان محمد که تلاشهایش به نتیجه نرسیدهبود، خود را برای جنگ با کوچلک خان آماده کرد.
💡 اما سلطان که احساس میکرداین دشمن دیرینه در آستانه سقوط است این پیشنهاد را نپذیرفت. از طرف دیگر، کوچلک خان که پس از قتل پدرش توسط چنگیزخان به سوی قلمرو قراختاییان آمده بود، ضمن ارسال نامهای از خوارزمشاه تقاضای کمک کرد و وعده واگذاری ختن و کاشغر را پس از پیروزی بر قراختاییان به سلطان داد.
💡 او ابتدا ساکنان چاچ و اسفیجاب و برخی شهرهای دیگر را به داخل نواحی تحت حاکمیت خویش کوچاند و شهرهای مذکور را ویران کرد تا کوچلک خان بر آن مسلط نشود.