کوه پشت
لغت نامه دهخدا
کوه پشت. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) بر وزن و معنی کوزپشت است که به عربی هضبه خوانند. ( برهان ). کج و خمیده و کوزپشت. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف «کوزپشت » است، ولی لغتاً صحیح می نماید. ( از حاشیه برهان چ معین ). || قوی پشت. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
قوی پشت.
جمله سازی با کوه پشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دو سو تیغ در غلاف بود جنگ در پشت کوه قافبود
💡 مثلاً بسیاری از اقوام ترکتبار که در قرن هشتم و نهم میلادی در کوههای هندوکش ساکن شدند در جمعیت پشتون آن نواحی حل گردیدند.
💡 فروجست شنگاوه از پشت پیل تو گوئی که از کوه غلطید سیل
💡 از دل سنگ تو بر کوه بود پشت بلا فتنه از زلف تو در دست عنانها دارد