لغت نامه دهخدا
کوزه گرخانه. [ زَ / زِ گ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول مردم جنوب خراسان، محل کوزه سازی. کوزه گری. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوزه گرخانه. [ زَ / زِ گ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول مردم جنوب خراسان، محل کوزه سازی. کوزه گری. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
در تداول مردم جنوب خراسان محل کوزه سازی. کوزه گری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعبیه کرده ست چرخ، در دل من اضطراب ریخته این کوزه گر، در گل من اضطراب
💡 باضافهٔ کشاورزی و دامپروی و دامداری، عدهای از ساکنان نیز صنایع دستی مانند: خنجر سازی، کوزه گری پیشه گرفتهاند.
💡 همچنان از شوق آن لب خون بگریم پیش جام گر صراحی سازد از خاک وجودم کوزه گر
💡 کوزه گر با کوزه باشد کارساز کوزه از خود کی شود پهن و دراز
💡 خانه کوزه گران مربوط به دوره پهلوی است و در بیرجند، میدان فرهنگ، کوچه کوزه گران، پلاک ۱۷ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۸۰۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.