کور و کر

لغت نامه دهخدا

کور و کر. [ رُ ک َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) آن که دیدن و شنیدن نتواند: محارم شاه باید کور و کر باشند یعنی ابراز اسرار شاه نکنند. مثل کسانی که ندیده و نشنیده اند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || کنایه از مردم بی خرد و نادان. بی بصیرت و جاهل:
آنچه گفتم یاد گیر و آنچه بنمودم ببین
ورنه همچون کور و کر عامه بمانی کور و کر.ناصرخسرو.تا مرد خرد کور و کر نباشد
از کار فلک بی خبر نباشد.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

آنکه دیدن و شنیدن نتواند. یا کنایه از مردم بیخرد و نادان. بی بصیرت و جاهل

جمله سازی با کور و کر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کس در زمانه مردم و راحت بهم نیافت در شهر کور و آینه با هم که یافتست؟

💡 فکر فرنگ پیش مجاز آورد سجود بینای کور و مست تماشای رنگ و بوست

💡 خلق شهری جملگی سمع و بصر گشته خلق شهر دیگر کور و کر

💡 همه نان کور و حجره زادانند ریش خود می‌ریند و شادانند

💡 قابل ضو بود اگر چه کور بود شد ازین اعراض او کور و کبود

💡 ببین اکنون که کور و کر شبان شد علوم دین همه بر آسمان شد

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز