لغت نامه دهخدا
کوته قدر. [ ت َه ْ ق َ ] ( ص مرکب ) کم قدر. بی مقدار. بی ارج:
کسان به چشم تو بی قیمتند و کوته قدر
که پیش اهل بصیرت بزرگ مقدارند.سعدی.
کوته قدر. [ ت َه ْ ق َ ] ( ص مرکب ) کم قدر. بی مقدار. بی ارج:
کسان به چشم تو بی قیمتند و کوته قدر
که پیش اهل بصیرت بزرگ مقدارند.سعدی.
کم قدر. بی مقدار.بی ارج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیف باشد که چنان روی ببیند هر کس زانک کوته نظران قدر ندانند او را
💡 باوج قدر اوهام راست کوته دست نهد اگر که همی پا بدوش هم اوهام
💡 ز خوان چرخ فرومایه دست کوته دار که قدر خود شکند هرکه بشکند نانش