لغت نامه دهخدا
کوته قد. [ ت َه ْ ق َدد / ق َ ] ( ص مرکب ) کوتاه قد. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوتاه قد شود.
کوته قد. [ ت َه ْ ق َدد / ق َ ] ( ص مرکب ) کوتاه قد. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوتاه قد شود.
کسی که قدش کوتاه است کوتاه بالا قصیر القامه: کارگر شرکت نفت ایران و انگلیس مرد کوتاه قد چاق و چله و پشمالویی بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام کوته از واژهٔ تامیلی کوتِی به معنی قلعه ریشه گرفتهاست.
💡 این شهر در کرانهٔ غربی جزیره و نزدیک شهر سری جایاواردنپورا کوته، پایتخت سیاسی سری لانکا جای دارد. کلمبو شهری شلوغ و پرجنب و جوش با آمیزهای از زندگی مدرن و بناها و ویرانههای استعماری است.
💡 بنگر که شاهدان به کجا قائمند از آنک کوته شود سخن به کمال نظرعلی
💡 تا چند گویی ما و بس کوته کن ای رعنا و بس نه خود تویی زیبا و بس ما نیز هم بد نیستیم
💡 دستم از دامن الطاف تو کوته بادا گر ز امر تو کنم یک سر مو کوتاهی
💡 چون نمازی در جماعت میشود کوته بهست ترک تطویل و ریا از مقتدیان خوش نماست