لغت نامه دهخدا
کوته اندیشی. [ ت َه ْ اَ ] ( حامص مرکب ) کوتاه اندیشی. کوتاه فکری. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوتاه اندیشی و کوتاه فکری شود.
کوته اندیشی. [ ت َه ْ اَ ] ( حامص مرکب ) کوتاه اندیشی. کوتاه فکری. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوتاه اندیشی و کوتاه فکری شود.
کوتاه فکری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرده ناموس خود را می درد بیش از کسان کوته اندیشی که چون عقرب علم از دم کند
💡 بایدش اول به گردن خون صدبلبل گرفت کوته اندیشی که در گلزار گل بر سر زند
💡 رتبه افکار ما صائب بلند افتاده است کی رسد هر کوته اندیشی به فکر دور ما؟
💡 کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است خویش را محروم از مزد خدایی کرده است
💡 می کند بیدار صائب فتنه خوابیده را کوته اندیشی که بر دشمن شبیخون می زند
💡 تا درین بستانسرا پای تو در گل محکم است کوته اندیشی بود چون سرو دامان بر زدن