کوتاه گردن

لغت نامه دهخدا

کوتاه گردن. [ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه گردن وی دراز نباشد. ( ناظم الاطباء ). آنکه گردن کوتاه دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): رجل هنیع؛ مرد کج قامت یا پست و کوتاه گردن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آنکه گردن وی دراز نباشد. آنکه گردن کوتاه دارد.

جمله سازی با کوتاه گردن

💡 سر خود گیر، کین گردن بلندست تو کوتاهی و سرو من بلندست

💡 هر کجا بود دست کوتاهی شد بدورانش طوق گردن عیش

💡 در رسایی حلقه های زلف کوتاهی نداشت گردن آزاده ما طوق احسان برنداشت

💡 با بهره‌گیری از فهرست واژه‌های قصاب‌های آمریکایی، گوشت دنده‌های کوتاه ممکن است برگرفته از نواحی سرسینه، گردن، دم‌سینه یا دنده گاو گوشتی باشد.

💡 چون سبو در گردن می شد حمایل عاقبت دست کوتاهی که دایم در ته سر داشتم

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز