کوتاه داشتن

لغت نامه دهخدا

کوتاه داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) کوتاه کردن.
- کوتاه داشتن دست از امری؛ تصرفی در آن نداشتن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و لشکر از رعیت کوتاه دارند. ( تاریخ بیهقی ).
جز آن نیست بیدار کو دست و دل را
از این دیو کوتاه و بیزار دارد.ناصرخسرو.دست از اقطاع من کوتاه دار
تا نباشد هیچ کس را با تو کار.عطار.- || از تصرف و تجاوز بازداشتن: دست لشکریان از رعایا چه در ولایت خود و چه در ولایت بیگانه و دشمن کوتاه دارید. ( تاریخ بیهقی ).
چراغ یقینم فرا راه دار
ز بد کردنم دست کوتاه دار.سعدی ( بوستان ).و رجوع به کوتاه کردن شود.

فرهنگ فارسی

کوتاه کردن. کوتاه داشتن دست از امری تصرفی در آن نداشتن

جمله سازی با کوتاه داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان شلزینجر در ۱۶ فوریه سال ۱۹۲۶ در لندن متولد شد، وی حرفه سینمایی خود را با تهیه فیلم‌های کوتاه آغاز کرد. در سال ۱۹۶۱ میلادی برای فیلم مستند پایانه که در مورد ایستگاه واترلو لندن ساخته بود برنده جایزه شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز شد. فیلم شکلی از دوست داشتن در ۱۹۶۲ برنده خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین شده‌است.

💡 این تعریف شامل سامانه‌های اتوماسیون خودرو است که ممکن است در کوتاه مدت در دسترس باشد مانند راهبندان یا کنترل کامل، کروز کنترل (کروز کنترل ابزاری برای ثابت نگاه داشتن سرعت خودرو در مقدار مورد درخواست راننده است و برای آسودگی رانندگی در مسیرهای طولانی به کار می‌رود) طراحی شده‌است به طوری که اپراتور انسان می‌تواند به‌طور قابل ملاحظه ای توجه (نظارت) دور از عملکرد خودرو در حالی که سامانه اتوماسیون درگیر است.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز